Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بلاق

تلفظ بین المللی : /belˈɑq1/ تلفظ :‌ [bel'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دلاق بلاق
  • تپه اق بلاق
  • داش بلاق کندی
  • قنات اق بلاق کبودراهنگ
  • قنات اق بلاق کهریز
  • قنات اوزن بلاق
  • قنات بلاق اتو
  • قنات زنگی بلاق همدان
  • قنات قوثه بلاق رزن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بلاق . [ ب ِ ] (اِخ ) شهری است در انتهای عمل صعید و ابتدای بلاد نوبة، چون مرز و سرحدی بین آن دو. (از معجم البلدان ) (از مراصد).

بلاق . [ ب ُ ] (ترکی ، اِ) بولاق . بلاغ . چشمه ٔ آب ، از لغات ترکی است . (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). در اسامی امکنه ترکیب شود مانند ساوجبلاق . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به بلاغ شود. || حلقه ٔبینی که زیور زنان است . (غیاث ال...

فرهنگ فارسی

( اسم ) چشم. آب . توضیح در اسامی امکنه ترکیب شود مانند : ساوجبلاق .

کلمات مرتبط

  • دلاق بلاق
  • تپه اق بلاق
  • داش بلاق کندی
  • قنات اق بلاق کبودراهنگ
  • قنات اق بلاق کهریز
  • قنات اوزن بلاق
  • قنات بلاق اتو
  • قنات زنگی بلاق همدان
  • قنات قوثه بلاق رزن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات