بلاغت. [ ب َ غ َ ] ( از ع ، اِ ) بلاغة. چیره زبانی. ( منتهی الارب ). فصاحت. ( اقرب الموارد ). شیواسخنی. زبان آوری. و رجوع به بلاغة شود. || در اصطلاح معانی بیان ، رسیدن به مرتبه منتهای کمال در ایراد کلام به رعایت مقتضای حال. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). آوردن کلام مطابق اقتضای مقام به شرط فصاحت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بلاغت کلام و بلاغت متکلم در ترکیبات بلاغت شود : سواران نظم و نثر در میدان بلاغ...
فرهنگ عمید
۱. فصیح بودن. ۲. رسایی سخن. ۳. (ادبی ) در معانی، آوردن کلام مطابق اقتضای مقام و مناسب حال مخاطب. ۴. خالص بودن کلام از ضعف تٲلیف.
فرهنگ معین
(بَ غَ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - فصیح بودن ، رسایی سخن . ۲ - آوردن کلام با مقتضای مقام ، بدون ضعف تألیف .
دانشنامه آزاد فارسی
بَلاغتعنوان مجموعۀ سه علم معانی، بیان و بدیع از دانش های زبان و ادب عربی. این علوم، همچون علوم ادبی دیگر، پس از ظهور اسلام در عهد امویان پدید آمد و در دورۀ عباسیان به نضج و کمال رسید. هرچند هدف اساسی از طرحِ آن، شناخت و اثبات اعجاز لفظی قرآن بود، لیکن رهاوردِ آن، بازشناسی سخن فصیح و بلیغ، آگاهی بر لطایف و دقایق کلام و درک محسّنات ذاتی و عَرَضیِ آن است. علم معانی (معنی شناسی برای تحقّق مطابقت کلام ...
فرهنگ فارسی
رسایی سخنشیوایی، فصیح بودن۱- ( مصدر ) بلیغ شدن شیوا سخن گردیدن . ۲- ( اسم ) چیره زبانی زبان آوری شیوا سخنی : ( در بلاغت او را عدیل و نظیر نیست . ) ۳- بلوغ : ( پرورش که مردم ببلاغت جسمی رسیده را همی باید ... ) ( جامع الحمتین ) ۴- آوردن کلام مطابق اقتضای مقام بشرط فصاحت . مطابق بودن کلام با مقتضای مقام با فصاحت آن مثلا اگر مقام مقتضی تاکید است کلام موکد باشد و اگر مقتضی خلو از تاکید است خالی از تاکی...
دانشنامه عمومی
علوم بلاغی، زیباشناسی سخن یا دانش شیواسخنی از جملهٔ فنون ادبی است، و شاخه های سه گانهٔ معانی، بیان، و بدیع را دربرمی گیرد.یک کتابِ بلاغی در وبگاه آمازوندر مقایسه با مضامین و زمینه های دیرینِ بلاغت در فرهنگها و جوامع جهانی، مطالعات و پژوهش های علمیِ معاصر، بُردِ وسیع تر و متنوع تری از مسائل عملی و معانی نظری را به حیطهٔ علوم بلاغی وابسته و مرتبط دانسته اند. در حالی که به طور سنتی، این علوم را تنها ...
نقل قول
بلاغت از جملهٔ فنون ادبی است، و شاخه های سه گانهٔ معانی، بیان، و بدیع را در بر می گیرد.• «بلاغت آن است که سخن را خواص پسند افتد و عوام نیز معنی اش را دریابند.» از «لطائف الظرفاء من طبقات الفضلاء» نوشته ابومنصور عبدالملک ثعالبی، به اهتمام قاسم السامرائی، چاپ لیدن، ۱۹۷۸، بارگذاری شده در ویکی نبشتهٔ عربی -> عبدالحمید بن یحییwikiquote: بلاغت...
[ویکی فقه] بَلاغَت ، در لغت به معنای شیوایی ، رسایی و سخنوری ، برگرفته از بلغ الکلام رسید و منتهی شد سخن به «مخاطب » است و در اصطلاح مطابقت کلام با مقتضای حال مخاطب را گویند. علاوه بر کلام ، بلاغت را صفت متکلم نیز دانسته اند.بلاغت در اصل لغوی از ریشه «بَلَغَ» به معنای رسیدن گرفته شده است؛ و به معنای بالغ شدن مرد، جوان شدن و بلوغ نیز به کار می رود.انواعبلاغت ممکن است وصف متکلم باشد، نیز ممکن است وص...