بلاده . [ ] (اِ) به هندی بلادر است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به بلادر شود.
بلادة. [ ب َ دَ ] (ع اِ) بلادت . سستی وکندی خاطر. (از منتهی الارب ). و رجوع به بلادت شود.
۱. بدکار، روسپی، فاحشه
۲. فاسق، نابکار، بدکار
۳. هرزهگو
۴. مفتن، مفسد
۵. تبهکار