Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بلا رسیدن

تلفظ بین المللی : /bˈalɑ rˈesidˌan/ تلفظ :‌ [b'alA R'esid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • به بالا ترین درجه رسیدن
  • بلا رسیده
  • ارثی که بنا بوصیت رسیده
  • تازه از راه رسیده با دوندگی زیاد
  • بلب رسیده
  • با سرعت راندن
  • با شتاب راندن
  • همه را به یا با یک چوب زدن یا راندن
  • بلارسیده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بلا رسیدن. [ ب َ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) آزار رسیدن. رنج رسیدن : هرچند خوارزمشاه از این چه گفتم خبر ندارد و اگر بداند بلایی رسد به من. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 354 ). بوبکر هم فاضل و ادیب و نیکوخط و مدتی به دیوان ما بماند، طبعش میل به کربزی داشت تا بلایی بدو رسید. ( تاریخ بیهقی ص 274 ). چون بلا بدو [ به حازم ] رسد دل از جای نبرد. ( کلیله و دمنه ).از یکی زن رسد هزار بلاپس ببین تا ز ده به صد چه رسد.خ...

فرهنگ فارسی

آزار رسیدن ٠ رنج رسیدن

کلمات مرتبط

  • به بالا ترین درجه رسیدن
  • بلا رسیده
  • ارثی که بنا بوصیت رسیده
  • تازه از راه رسیده با دوندگی زیاد
  • بلب رسیده
  • با سرعت راندن
  • با شتاب راندن
  • همه را به یا با یک چوب زدن یا راندن
  • بلارسیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات