کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بلا اثر کردن
تلفظ بین المللی :
/bˈalɑ ˈaːsar kˈardan/
تلفظ :
[b'alA 'a:saR k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با اتر بیهوش کردن
با اتر ترکیب کردن
با اتر مخلوط کردن
با اجر کاشی فرش کردن
بالا و پایین پریدن گاو بر اثر نیش شپشهایی که گاوها را اذیت میکنند
با ابر پوشاندن
بلااثر
مفروش سازی با اجر موزاییک
ابر بالا
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
negate
(فعل)
خنثی نمودن، خنثی کردن، منفی کردن، نفی کردن، بلا اثر کردن
vitiate
(فعل)
فاسد کردن، خراب کردن، تباه کردن، تباه شدن، معیوب ساختن، بلا اثر کردن، ناپاک ساختن
کلمات مرتبط
با اتر بیهوش کردن
با اتر ترکیب کردن
با اتر مخلوط کردن
با اجر کاشی فرش کردن
بالا و پایین پریدن گاو بر اثر نیش شپشهایی که گاوها را اذیت میکنند
با ابر پوشاندن
بلااثر
مفروش سازی با اجر موزاییک
ابر بالا
نظرات