بقلیه. [ ب ِ لی ی َ ] ( اِخ ) طایفه ای از قرامطه. رجوع به خاندان نوبختی ص 252 شود.
دانشنامه آزاد فارسی
بَقَلیه(احتمالاً برگرفته از واژۀ بَقَل به معنی سبزی) فرقه ای از قرامطه بنیاد نهاده در ۲۹۵ق، به پیشوایی مردی با نام ابوحاتم. گویند چون بقلیه با همدستی همسایگان بدویِ خود به چپاول اموال مردم پرداختند، مقتدر عباسی لشکری به جنگ آنان فرستاد و بسیاری از بقلیه را کشت (۳۱۶ق). ابوحاتم خوردن تره، شلغم، پیاز و سیر و کشتن حیوانات و خوردن گوشت را بر پیروان خود حرام کرد؛ گویا سبب نامیدن این فرقه به بقلیه همین ا...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بَقْلیّه (یا نَفلیّه)، نام گروهی از قرامطه که در سواد کوفه در نیمه اول سده چهارم هجری زندگی می کردند.← نام بقلیه در کتاب مسعودیعباس اقبال ، به پیروی از متن التّنبیه، بَقلِیّه آورده است.متأسفانه مسعودی علت این تسمیه را به تألیفات دیگرش حواله داده است.اگر وجه این تسمیه معلوم می بود، ضبط درست آن نیز معلوم می شد.اما مسعودی در همین کتاب خود می گوید، «هواسم دِیانیٌّ عندهم» که ظاهراً می رساند ...