کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بقتل رساندن
تلفظ بین المللی :
/beq1ˈatl resˈɑndan/
تلفظ :
[beq1'atl Res'Andan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بقتل رسانیدن
بقتل رسیدن
باتل اکس عملیات
قرن بقل
بتل کتلین
بقال بازی
بوتل
بیتل ها
بقول معروف
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
اعدام کردن ٠ کشتن ٠
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
brain (فعل)بقتل رساندن، مغز کسی را دراوردنkill (فعل)کشتن، بقتل رساندن، ذبح کردن، ادمکشی کردنmurder (فعل)کشتن، بقتل رساندنassassinate (فعل)کشتن، سربه سر کردن، ترور کردن، بقتل رساندنslay (فعل)بقتل رساندن، ذبح کردن، ادمکشی کردن، کشتار کردن، با خشونت کشتن...
کلمات مرتبط
بقتل رسانیدن
بقتل رسیدن
باتل اکس عملیات
قرن بقل
بتل کتلین
بقال بازی
بوتل
بیتل ها
بقول معروف
نظرات