معانی کلمه : بقایا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بقیه#NAME?
= بقیه
فرهنگ معین
(بَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ بقیه . ۱ - باقی مانده ها. ۲ - آثار، رسوم . ۳ - مالیات پس افتاده .
فرهنگ فارسی
جمع بقیه
( اسم ) جمع . بقیه . ۱- باقیمانده ها تتمه ها مانده ها : بقایای مطالبات وصول شد . ۲- آثار رسوم . ۳- مالیات پس افتاده یا نویسند. بقایا. کسی که بقایای مالیاتی را ثبت میکرده و مینوشته است : ( نویسند. بقایا مبلغ بیست تومان مواجب داشته . )
( اسم ) جمع . بقیه . ۱- باقیمانده ها تتمه ها مانده ها : بقایای مطالبات وصول شد . ۲- آثار رسوم . ۳- مالیات پس افتاده یا نویسند. بقایا. کسی که بقایای مالیاتی را ثبت میکرده و مینوشته است : ( نویسند. بقایا مبلغ بیست تومان مواجب داشته . )
مترادف و متضاد
نخاله
بازماندگان
آثار، رگهها
تفاله، درد، رسوب
باقیمانده، بقیهها، تهمانده
۱. باقیمانده، بقیهها، تهمانده
۲. تفاله، درد، رسوب
۳. نخاله
۴. آثار، رگهها
۵. بازماندگان
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
بازماندگان
