Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بق قجه

تلفظ بین المللی : /bˈoq1 q1ˈadʒeː/ تلفظ :‌ [b'oq1 q1'adZe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بق قجه بالا
  • بق قجه پایین
  • بق
  • بَق
  • بُق
  • بق بزه
  • بق بزه ماست
  • بق بند
  • بق مرنیئن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بق قجه. [ ب ُ ق ُ ج ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کوکلان است که در بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس واقع است و 480 تن سکنه دارد. آب از چشمه سار. محصول آنجا غلات ، حبوب ، لبنیات ، ابریشم و صیفی. شغل اهالی آن زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان بافت پارچه های ابریشمین و نمدمالی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان کوکلان است که در بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس واقع است . آب از چشمه سار . محصول : غلات حبوب لبنیات ابریشم و صیفی . شغل : زراعت و گله داری . صنایع دستی زنان : بافت پارچه های ابریشمین و نمد مالی .

کلمات مرتبط

  • بق قجه بالا
  • بق قجه پایین
  • بق
  • بَق
  • بُق
  • بق بزه
  • بق بزه ماست
  • بق بند
  • بق مرنیئن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات