بغیر.[ ب َ ] (ع ص ) شتری که به بیماری بغر مبتلا باشد. ج ، بُغاری یا بَغاری ̍. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
بغیر. [ ب ِ غ َ / غ ِ رِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) کلمه ٔ استثناء یعنی مگر، بدون و بجز و باستثناء. (ناظم الاطباء).
بغیر.[ ب َ ] ( ع ص ) شتری که به بیماری بغر مبتلا با...
فرهنگ فارسی
بغیر از بجز . توضیح لازم الاضافه است . یا بغیر از . بجز بغیر : ( آن کوه بغیر از یک راه پیچا پیچ معبری ندارد. )
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی دَسَّاهَا: آن را آلوده کرد (از دسّ به معنی چیزی را پنهانی داخل در چیز دیگر کردن ، و مراد از این کلمه در آیه مورد بحث به قرینه اینکه در مقابل تزکیه ذکر شده ، این است که انسان نفس خود را به غیر آن جهتی که طبع نفس مقتضی آن است سوق دهد ، و آن را بغیر آن تربیتی که م...معنی عَدْواً: ظلم - تجاوز(عدو به معنای تجاوز و ضد التیام است که اگر نسبت به قلب ملاحظه شود عداوت و دشمنی را معنا میده...