Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بغند

تلفظ بین المللی : /beq1ˈand/ تلفظ :‌ [beq1'and]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • دید باند
  • البرت باندورا
  • شماره جهت باند
  • سیاست بی برنده
  • شناسۀ باند
  • ظرفیت باند
  • علائم باند
  • فاصلۀ بین باندی
  • فراخ باند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

بغند. [ ب َ غ َ ] ( اِ ) پوستی است غیر کیمخت که آنرا غرغن خوانند و کفش از آن دوزند. ( برهان ) ( مؤید الفضلاء ). پوست غیر کیمخت که غرغن و غرغند نیز گویند. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ) ( جهانگیری ) ( رشیدی ). غرغن که پوستی غیر کیمخت بود و از آن کفش دوزند. ( ناظم الاطباء ). کناره های کیمخت که غرغن نیز گویند. ( سروری ) : در حمله از تکاور دشمن جدا کندکیمخت را بناچخ شش مهره از بغند...

فرهنگ عمید

چرم، پوست حیوان، غرغن، غرغند: روز هیجا از سر چابک سواری بردری / از برخش و ران اسب خصم کیمخت و بغند (سوزنی: مجمع الفرس: بغند ).

فرهنگ معین

(بَ غَ ) ( اِ. ) چرم ، پوست حیوان .

کلمات مرتبط

  • دید باند
  • البرت باندورا
  • شماره جهت باند
  • سیاست بی برنده
  • شناسۀ باند
  • ظرفیت باند
  • علائم باند
  • فاصلۀ بین باندی
  • فراخ باند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات