بغل . [ ب َ ] (ع مص ) هجین و بدنژاد گردانیدن اولاد کسی را. (از ناظم الاطباء). هجین گردانیدن اولاد کسان را. (منتهی الارب ).
استر؛ قاطر.
۱. پهلو؛ کنار.
۲. آغوش؛ بر.
〈 بغل زدن: (مصدر متعدی)
۱. بغل گرفتن.
۲. کسی را دودستی در آغوش کشیدن.
〈 بغل کردن: (مصدر متعدی) کسی را در آغوش گرفتن.
〈 بغل گشودن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. آغوش باز کردن.
۲. دستها را از هم باز کردن برای در آغوش کشیدن کسی.
(بَ) [ ع . ] ( اِ.) استر، قاطر. ج . بغال .
(بَ غَ) ( اِ.) 1 - پهلو، کنار. 2 - جانب ، طرف .
تنگ
تابر
نزدیک
نزدیک
جانب، سمت، طرف
آغوش، بر، پهلو، جفت، کنار
۱. آغوش، بر، پهلو، جفت، کنار
۲. جانب، سمت، طرف
۳. نزدیک
۴. تنگ
نزدیک