معانی کلمه : بعوضه
لغت نامه دهخدا
بعوضة. [ب َ ض َ ] (اِخ ) آبی است مر بنی اسد را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به بیان و التبیین ج 1 ص 247 شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پشه .
آبی است مر بنی اسد را ٠
آبی است مر بنی اسد را ٠

بعوضة. [ب َ ض َ ] (اِخ ) آبی است مر بنی اسد را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به بیان و التبیین ج 1 ص 247 شود.