معانی کلمه : بعثت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. برانگیختن.
۲. فرستادن.
۲. فرستادن.
فرهنگ معین
(بِ ثَ ) [ ع . بعثة ] (مص م . ) ۱ - برانگیختن . ۲ - رستاخیز. ۳ - فرستادن .
فرهنگ فارسی
برانگیختن، روزقیامت، روزرستاخیز
۱- ( مصدر ) برانگیختن . ۲- زنده کردن ( مردگان ) . ۳- فرستادن . ۴- ( اسم ) انگیزش برانگیختگی . یا بعثت پیغمبرص فرستاده شدن پیغمبرص از جانب خدا بخلق.
۱- ( مصدر ) برانگیختن . ۲- زنده کردن ( مردگان ) . ۳- فرستادن . ۴- ( اسم ) انگیزش برانگیختگی . یا بعثت پیغمبرص فرستاده شدن پیغمبرص از جانب خدا بخلق.
دانشنامه عمومی
بعثت می تواند اشاره به یکی از موضوعات زیر باشد:
مؤسسه آموزش عالی بعثت کرمان
بعثت
نیروگاه حرارتی بعثت
میدان بعثت
مؤسسه آموزش عالی بعثت کرمان
بعثت
نیروگاه حرارتی بعثت
میدان بعثت
wiki: بعثت
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: beesat) (عربی) برانگیختن و به کاری واداشتن ، زنده کردن ، انتصاب پیغمبر اسلام (ص) به مقام نبوت از سوی خداوند .
اسم: بعثت (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: beesat) (فارسی: بِعثت) (انگلیسی: beesat)
معنی: برانگیختن و به کاری واداشتن، زنده کردن، انتصاب پیامبر اسلام ( ص ) به مقام نبوت از سوی خداوند
معنی: برانگیختن و به کاری واداشتن، زنده کردن، انتصاب پیامبر اسلام ( ص ) به مقام نبوت از سوی خداوند
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
انگیزش
