معانی کلمه : بطریق
لغت نامه دهخدا
بطریق . [ ب ِ ] (اِخ ) نام زاهدی و صومعه نشینی از ترسایان . (از برهان ) (آنندراج ).
بطریق . [ ب ِ ] (اِخ ) ابویحیی . رجوع به ابویحیی بطریق و تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی شود.
فرهنگ عمید
۱. قائد، پیشوا، و فرماندهِ ارتش روم.
۲. فرماندهِ عالی رتبه.
۲. فرماندهِ عالی رتبه.
فرهنگ معین
(بِ ) [ معر. ] (ص . اِ. )۱ - فرمانده سپاهیان رومی . ۲ - کشیش مسیحی . ج . بطارقه .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
درقدیم قائدوپیشواوفرمانده ارتش روم میگفتند
( صفت اسم ) ۱- قاید لشکریان رومفرمانده سپاهیان رومی.۲- کشیش مسیحیراهب ترسایان. جمع : بطارقه بطارق بطاریق
پزشک و گیاه شناس که ابن بیطار در مفردات مکرر از او روایت میکند از آنجمله ذیل کلم. (( الاطینی ) ) و کلم. (( سندریطس ) ) .
( صفت اسم ) ۱- قاید لشکریان رومفرمانده سپاهیان رومی.۲- کشیش مسیحیراهب ترسایان. جمع : بطارقه بطارق بطاریق
پزشک و گیاه شناس که ابن بیطار در مفردات مکرر از او روایت میکند از آنجمله ذیل کلم. (( الاطینی ) ) و کلم. (( سندریطس ) ) .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
arctic penguin (اسم)
بطریق
authork (اسم)
بطریق، نوعی پنگوئن
