Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بصل الفار

تلفظ بین المللی : /bˈasl alfˈɑr/ تلفظ :‌ [b'asl alf'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فارغ البال
  • بصل النخاع
  • بصل البر
  • بصل الحنابل
  • بصل الحیه
  • بصل الخنزیر
  • بصل الذیب
  • بصل الزیز
  • بصل العنصل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بصل الفار. [ ب َ ص َ لُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) پیاز دشتی ، کذا فی زفان گویا و قال فی الطب الحقایق الاشیاء، بصل الفار و عربی است و پیاز موش فارسی است. ( مؤید الفضلاء ). پیاز یا عنصل بمعنی پیاز موش است. ( از لکلرک ) . بصل الفار یا بصل الخنزیر بمناسبت اینکه کشنده موش است. ( دزی ج 1 ص 92 ). بصل العنصل. ( از اختیارات بدیعی نسخه خطی کتابخانه لغت نامه ). عنصل و آن بصل بری است که در نزد عوام به بصلیه معروف ا...

فرهنگ فارسی

پیاز دشتی کذا فی زفان گویا و قال فی لاطب الحقایق الاشیائ بصل الفار عربی است و پیاز موش فارسی است ٠ پیاز یا عنصل بمعنی پیاز موش است ٠ بصل الفار یا بصل الخنزیر بمناسبت اینکه کشند. موش است ٠ بصل العنصل ٠ عنصل و آن بصل بری است که در نزد عوام به بصلیه معروف است ٠ اصقیل ٠ اسقیل ٠

کلمات مرتبط

  • فارغ البال
  • بصل النخاع
  • بصل البر
  • بصل الحنابل
  • بصل الحیه
  • بصل الخنزیر
  • بصل الذیب
  • بصل الزیز
  • بصل العنصل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات