بصری . [ ب َ ص َ ] (ص نسبی ) منسوب به بصر: آموزش سمعی و بصری .
بصری . [ ب َ ] (اِخ ) در کتب رجال بصری مطلق بر عبدالرحمن بن ابی عبداﷲ اطلاق گردد. رجوع به ریحانة الادب شود.
مربوط به بصر؛ دیداری: آموزش بصری.
۱. از مردم بصره.
۲. تهیهشده در بصره: رطب بصری.
بصری نام قناتی است در روستای ایور از توابع شهرستان کاشمر خراسان رضوی .بصری در این منطقه به معنای کشت محصولات بعد از آبیاری است به گونه ای که ابتدا زمین را آبیاری می کنند وسپس هنگامی که گاو رو(وکار) شد با همان رطوبت باقی مانده در زمین محصول را کشت میکنند
دیدار