بصر. [ ب َ ص َ ] (ع مص ) بینا گردیدن و دانستن . (آنندراج ) (منتهی الارب ). بصارت . و رجوع به بصارت شود.
بصر. [ ب ُ ص ُ / ب ُ ص َ ] (اِخ ) موضعی . (ازناظم الاطباء). نام موضعی . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
بینایی
بینایی
چشم، دیده، عین
بینش، دید، آگاهی
۱. چشم، دیده، عین
۲. بینایی
۳. بینش، دید، آگاهی