Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بشکوه

تلفظ بین المللی : /beʃˈokuːh/ تلفظ :‌ [beS'oku:h]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بشکوهیدن
  • فضای بشکه ای
  • قرقرۀ بشکه ای
  • کوه برکوه
  • بشکن بشکنه
  • بشکه
  • ماه برکوهان
  • باشکوه و جلال
  • ادم یا چیز بشکه مانند
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بشکوه. [ ب ِ ش ُ / ب ِ ] ( ص مرکب ) باشکوه. مردم صاحب شوکت و حشمت و هیبت را گویند.( برهان ). مردم صاحب شوکت و هیبت که آنرا باشکوه گویند مانند بخرد که باخرد آمده. ( از آنندراج ). مردم صاحب حشمت و شکوه. ( ناظم الاطباء ). صاحب حشمت و هیبت. ( از سروری ). باشکوه. با فر. باهنگ. و رجوع به شعوری ج 1ورق 209 شود : ز بس بود بشکوه و بافرهی جهان دید او را خورای شهی.لبیبی ( از سروری ) ( از فرهنگ نظام ).یکی یاقو...

فرهنگ عمید

باشکوه، دارای شکوه، باشوکت و هیبت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- مردم صاحب حشمت و شکوه با شکوه .

مترادف و متضاد

باشکوه، باهیبت، شکوهمند، فرمند، مجلل ≠ بیشکوه


کلمات مرتبط

  • بشکوهیدن
  • فضای بشکه ای
  • قرقرۀ بشکه ای
  • کوه برکوه
  • بشکن بشکنه
  • بشکه
  • ماه برکوهان
  • باشکوه و جلال
  • ادم یا چیز بشکه مانند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات