معنی کلمه : بشتانی
لغت نامه دهخدا
بشتانی . [ ب َ ] (اِخ ) بشربن عمران بشتانی محدث بود و از مکی بن ابراهیم روایت کرد. (از معجم البلدان ).
بشتانی .[ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به بشتان که قریه ای است از قرای نسف و قریه ای به یک فرسنگی نیشابور. (سمعانی ).

بشتانی . [ ب َ ] (اِخ ) بشربن عمران بشتانی محدث بود و از مکی بن ابراهیم روایت کرد. (از معجم البلدان ).
بشتانی .[ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به بشتان که قریه ای است از قرای نسف و قریه ای به یک فرسنگی نیشابور. (سمعانی ).