معانی کلمه : بشام
لغت نامه دهخدا
بشام . [ ب ُ ] (اِخ ) نماینده پاپ در کلده بود و در اواخر قرن هجدهم توجه اروپاییها را به بعض تپه های حله و خرابه هایی که در جنوب بغداد واقع است جلب [ کرد ] و مجموعه ای ازآثار بفرانسه فرستاد. (از ایران باستان ج 1 ص 51).
فرهنگ فارسی
( اسم ) دان. گیاه قلقل انار دان. دشتی .
نماینده پاپ در کلده بود و در اواخر قرن هجدهم توجه اروپاییها را به بعض تپه های حله و خرابه هایی که در جنوب بغداد واقع است جلب و مجموعه از آثار بفرانسه فرستاد٠
نماینده پاپ در کلده بود و در اواخر قرن هجدهم توجه اروپاییها را به بعض تپه های حله و خرابه هایی که در جنوب بغداد واقع است جلب و مجموعه از آثار بفرانسه فرستاد٠
دانشنامه عمومی
بشام (به انگلیسی: Besham) یک منطقهٔ مسکونی در پاکستان است که در خیبر پختونخوا واقع شده است. بشام ۶۱۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای پاکستان
فهرست شهرهای پاکستان
wiki: بشام
