Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بسوت

تلفظ بین المللی : /besˈuːt/ تلفظ :‌ [bes'u:t]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • بسوت بالا
  • بسوت حاجی حسن
  • بسکله بسوت
  • سر بسوت
  • مانه بسوت
  • رودخانه بسوت
  • کوالا بسوت
  • بسوتن
  • بسوته پول
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

بسوت. [ ب ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باهو کلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار بادویست تن سکنه. آب آن از باران و محصول آنجا جو، لبنیات و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

سوخته

گویش مازنی

/basoot/ سوخته

کلمات مرتبط

  • بسوت بالا
  • بسوت حاجی حسن
  • بسکله بسوت
  • سر بسوت
  • مانه بسوت
  • رودخانه بسوت
  • کوالا بسوت
  • بسوتن
  • بسوته پول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات