Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بسمه

تلفظ بین المللی : /besmˈeːeː/ تلفظ :‌ [besm'e:e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • بسمه چی
  • بسمه چی هروی
  • بسمه کار
  • بسمه کاری
  • بسمه گر
  • بسمه بنت سعود
  • بسمه قضمانی
  • بسمه تعالی
  • دی بمهر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

بسمه . [ ب َ م َ / م ِ ] (اِ) وسمه . (آنندراج ). بمعنی وسمه است . برگی است که زنان سابیده به ابروان خودبمالند تا سیاه شود. (از شعوری ج 1 ورق 195). و رجوع به وسمه شود. || دوایی که مخصوص بچشم باشد. || تعفین بعضی دواها. (ناظم الاطباء)....

فرهنگ عمید

باسمه#NAME?

= باسمه

فرهنگ معین

(بَ مِ ) (اِ. ) نک وسمه .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ورق طلا و نقر. منقوش .
وسمه . بمعنی وسمه است . برگی است که زنان سابیده به ابروان خود بمالند تا سیاه شود . یا دوایی که مخصوص بچشم باشد . یا تعفین بعضی دواها .

فرهنگ اسم ها

اسم: بسمه (دختر) (عبری) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: besme) (فارسی: بسمه) (انگلیسی: besmeh)
معنی: نام دختر اسماعیل ( ع )

کلمات مرتبط

  • بسمه چی
  • بسمه چی هروی
  • بسمه کار
  • بسمه کاری
  • بسمه گر
  • بسمه بنت سعود
  • بسمه قضمانی
  • بسمه تعالی
  • دی بمهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات