بسط. [ ب َ ] (ع اِ) معجون مسکری . (ناظم الاطباء: بسطی ).
بسط. [ ب ُ س ُ ] (ع اِ) ج ِبساط، گستردنیها. شادروانها. (فرهنگ فارسی معین ).
(بُ سُ) [ ع . ] ( اِ.) جِ بساط ؛ گستردنی ها.
(بَ) [ ع . ] 1 - (مص م .)گستردن ، پهن کردن . 2 - باز کردن . 3 - شرح دادن . 4 - (اِمص .) انتشار. 5 - فراخی ، وسعت . 6 - آسوده شدن ، آرامش خاطر. 7 - آرامش خاطری که سالک و عارف را دست دهد؛ مق قبض .
انبساط
گستردن، گسترانیدن
باز کردن، گشادن، گشودن
اطاله، تفصیل، توضیح، شرح
اتساع، توسعه، فراخی، گسترش، وسعت ≠ قبص
۱. اتساع، توسعه، فراخی، گسترش، وسعت
۲. اطاله، تفصیل، توضیح، شرح
۳. انبساط
۴. باز کردن، گشادن، گشودن
۵. گستردن، گسترانیدن ≠ قبص
۶. انتشار، پراکنش، پراکندن
گستردن، گسترانیدن