Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بستر

تلفظ بین المللی : /bˈastar/ تلفظ :‌ [b'astaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • بستر چندلایه دام
  • بستر اقیانوس
  • بستر دریا
  • بستر دوران یخ
  • بستر رودخانه
  • بستر مرگ
  • بستر نهر
  • بستر پهن مسیر رودخانه
  • بستر اب های بین المللی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بستر. [ ب ِ / ب َ ت َ ] ( اِ ) پهلوی ،ویسترک . «تاوادیا 166:2»همریشه گستر. «اسفا 1:2 ص 171». جامه خواب گسترانیده. رختخواب. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ص 278 ). جامه خواب گسترانیده. ( ناظم الاطباء ). رختخواب و فراش. ( فرهنگ نظام ). آنچه گسترانند برای خوابیدن و به عربی فراش گویند. ( سروری ). رخت خواب و گاهی مضاف میشود بطرف خواب و آسایش و آرام و راحت و آسودگی و با لفظ افکندن و انداختن مستعمل است. ( از ...

فرهنگ عمید

رختخواب گسترده‌شده؛ تشک؛ توشک.
⟨ بستر رود: جایی که رود از آن می‌گذرد؛ رودخانه.

رختخواب گسترده شده، تشک، توشک.
* بستر رود: جایی که رود از آن می گذرد، رودخانه.

فرهنگ معین

(بِ تَ ) [ په . ] ( اِ. ) ۱ - تُشک ، جای خواب . ۲ - پهنه ، ساحت . ۳ - زمینه و امکان برای کاری . ۴ - پهنه ای که آب بر آن جریان دارد.

دانشنامه آزاد فارسی

بَستر (bed)در زمین شناسی، تودۀ سنگ رسوبی منفردی با خواص فیزیکی متمایز یا حاوی سنگواره هایی که از سنگواره های بسترهای بالایی و پایینی خود به آسانی تشخیص دادنی باشد. جداشدگی های کاملاً مشخص، که صفحه های لایه بندی نام دارند، بسترها یا چینههای متوالی را از یکدیگر جدا می کنند. عمق بستر از چند میلی متر تا چندین متر متغیر است و ممکن است در هر منطقه گسترش یابد. از این اصطلاح برای نامیدن کف پهنه های آب (بس...

فرهنگ فارسی

زمین طبیعی یا آماده‌شده‌ای که زیر بدنۀ راه قرار می‌گیرد

تشک، توشک، رختخواب ، رختخواب گسترده
( اسم ) جام. خواب گسترانیده توشک تشک متکا بالین و بالش خوابگاه رختخواب . یا بستر خواب . رختخواب . یا بستر رود . آنجا که آب از آن گذرد رودخانه ( بی آب ). یا بستر سمندر. آتش . یا بستر ناخوشی . رختخواب بیماری : ( وقتی که بربستر ناخوشی افتاده بودم شما بعیادت من نیامدید . )

دانشنامه عمومی

بستر (شیمی). در شیمی بستر، جزء شیمیایی است که توسط واکنشگر مشاهده شده و در واکنش شرکت می کند. این مورد مفهومی نامستقل بوده و خصوصاً در بیوشیمی ماده ای است که با آنزیم سریعاً وارد واکنش می شود. موردی شبیه این برای آنزیم ها نیز به کار می رود. آنزیم موقعی شکل می گیرد که مولکول آن در بستر برای ایجاد سایت فعالی جا شود. بستر چیزی است که آنزیم را برای فعالیتش جا می کند. اگر آنزیم طبیعت بستر را تغییر ده...

مترادف و متضاد

قشر، لایه

مجرای رودخانه

تختخواب، تشک، خوابگاه، دواج، رخت‌خواب، فراش

۱. تختخواب، تشک، خوابگاه، دواج، رختخواب، فراش
۲. قشر، لایه
۳. مجرای رودخانه

bed (اسم)فراش، کف، ته، بستر، رختخواب، باغچه، خوابگاه، طبقهfloor (اسم)کف، بستر، طبقه، فرش، کف زمین، اشکوب، کف اطاقheadstock (اسم)پایه، یاتاقان، بسترkip (اسم)بستر، پوست گوساله و بره، چرم دباغیdoss (اسم)بستر، خوابگاه...

فرهنگستان زبان و ادب

{subgrade} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] زمین طبیعی یا آماده شده ای که زیر بدنۀ راه قرار می گیرد

کلمات مرتبط

  • بستر چندلایه دام
  • بستر اقیانوس
  • بستر دریا
  • بستر دوران یخ
  • بستر رودخانه
  • بستر مرگ
  • بستر نهر
  • بستر پهن مسیر رودخانه
  • بستر اب های بین المللی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات