Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بست نشستن

تلفظ بین المللی : /bˈast neʃˈastan/ تلفظ :‌ [b'ast neS'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سه بسه نشستن
  • بست
  • بست جورج
  • بست نشینی
  • بست چارلز
  • بست دیوار
  • بست زانویی
  • بست زدن به
  • بست و بند
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بست نشستن. [ ب َ ن ِ ش َ / ش ِ ت َ ] ( مص مرکب ) پناهنده شدن در مشهد مقدسی یا عتبه ای از اعتاب عالیات یا خانه یکی از مجتهدان و علمای بزرگ یا اصطبل شاهی یا تلگراف خانه و یا مجلس شورای ملی و جز آن. متحصن شدن. تحصن. پناه بردن به بست. رجوع به بست شود :
ای فکنده امل دراز آهنگ
بست منشین که نیست جای درنگ.
ناصرخسرو.

فرهنگ معین

(بَ. نِ شَ یا ش ِ تَ ) (مص ل . ) متحصن شدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پناه بردن به بست متحصن شدن.
پناهنده شدن در مشهد مقدسی یا عتبه از اعتاب عالیات یا خانه یکی از مجتهدان و علمای بزرگ یا اصطبل شاهی یا تلگراف خانه و یا مجلس شورای ملی و جز آن تحصن پناه بردن به بست ٠

مترادف و متضاد

تحصن‌جستن، تحصن کردن، متحصن شدن، پناه گرفتن ≠ بست شکستن


کلمات مرتبط

  • سه بسه نشستن
  • بست
  • بست جورج
  • بست نشینی
  • بست چارلز
  • بست دیوار
  • بست زانویی
  • بست زدن به
  • بست و بند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات