Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بزن بشکن

تلفظ بین المللی : /bˈezan bˈeʃkan/ تلفظ :‌ [b'ezan b'eSkan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بزن و بشکن
  • سانب بن بشن
  • بشن
  • بن بشتن
  • در بشن
  • بشن پد
  • همه بلند بشن
  • بزن
  • بزن و بکوب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بزن بشکن. [ ب ِ زَ ب ِ ک َ ] ( اِمص مرکب ) ( از: ب +زن + ب + شکن ) عمل ساز و آواز و رقص بسیار. ( یادداشت بخط دهخدا ). || ( ص مرکب ) زنی بسیار مایل به طرب و لهو و غناء و رقص. ( یادداشت بخط دهخدا ).

فرهنگ فارسی

عمل ساز و آواز و رقص بسیار یا زنی بسیار مایل به طرب و لهو و غنائ و رقص .

کلمات مرتبط

  • بزن و بشکن
  • سانب بن بشن
  • بشن
  • بن بشتن
  • در بشن
  • بشن پد
  • همه بلند بشن
  • بزن
  • بزن و بکوب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات