معانی کلمه : بزرگداشت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بزرگ داشتن، کسی را گرامی داشتن، احترام کردن.
فرهنگ فارسی
بزرگ داشتن، کسی راگرامی داشتن، احترام کردن
احترام تعظیم .
احترام تعظیم .
مترادف و متضاد
اعزاز، اعظام، تبجیل، تجلیل، تعظیم، تکریم، توقیر، گرامیداشت، نکوداشت ≠ تحقیر
respect (اسم)
نسبت، رابطه، احترام، عزت، تکریم، حیثیت، رجوع، حرمت، حیث، بزرگداشت
