Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بزدودن

تلفظ بین المللی : /bezodˈuːdan/ تلفظ :‌ [bezod'u:dan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • بزدوده
  • بزوودنو
  • عادل بزدوده
  • رژیم بدون سدیم
  • رژیم بدون پورین
  • رژیم بدون گلوتن
  • کربوکاتیون پل شده بدون کمبود الکترون
  • بردوان
  • بردون مری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

بزدودن. [ ب ِ زَ / زِ / زُ / ب ِزْ دَ ] ( مص ) ( از:ب + زدودن ) بمعنی زدودن است. ( آنندراج ). بمعنی بزدائیدن است که پاک کردن و جلا دادن زنگ باشد از روی آیینه و تیغ و غیره. ( برهان ). دور کردن زنگ از آئینه و تیغ و امثال آن. ( مجمعالفرس ). پاک کردن ، و در معنویات نیز بکار رود چون پاک کردن غم و اندوه از خاطر و جز آن. محادثة. ( المصادر زوزنی ). جلا. ( دهار ). جلاء. زنگ ستردن. جلا دادن. ( یادداشت بخط د...

فرهنگ عمید

زدودن#NAME?

= زدودن

کلمات مرتبط

  • بزدوده
  • بزوودنو
  • عادل بزدوده
  • رژیم بدون سدیم
  • رژیم بدون پورین
  • رژیم بدون گلوتن
  • کربوکاتیون پل شده بدون کمبود الکترون
  • بردوان
  • بردون مری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات