Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بزبان افتادن

تلفظ بین المللی : /bˈozbɑn oftˈɑdan/ تلفظ :‌ [b'ozbAn oft'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بزبان
  • بزبان اوردن
  • بزبان عامیانه
  • بزبان یا لهجه مخصوص
  • بزبان افکندن
  • بزبان برداشتن
  • بزبان داشتن
  • بزبان گرفتن
  • بزبان گفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بزبان افتادن. [ ب ِ زَ اُ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + زبان + افتادن ) بزبانها افتادن. بر زبانها افتادن. مشهور شدن اعم از آنکه بزبونی و عیب باشد یا بخوبی. در زبان افکندن و داشتن نیز بیاید. ( آنندراج ). رسوا شدن. ( بهار عجم ) : راز من از لب خامش بزبانها افتادگرچه از خامه بی شق نتراود سخنی.صائب ( از آنندراج ).از جام نام جم بزبانها فتاده است زنهار در بساط جهان بی اثر مباش.صائب ( از آنندراج ).خواهم ز پس...

فرهنگ فارسی

بزبانها افتادن بر زبانه افتادن .

کلمات مرتبط

  • بزبان
  • بزبان اوردن
  • بزبان عامیانه
  • بزبان یا لهجه مخصوص
  • بزبان افکندن
  • بزبان برداشتن
  • بزبان داشتن
  • بزبان گرفتن
  • بزبان گفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات