کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بزادی | کلماتور
معانی کلمه : بزادی
تلفظ بین المللی :
/bezˈɑdi/
تلفظ :
[bez'Adi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دید و بازدید
راه انداز بادی
روغن بادیان رومی
انتی بادی
زیرکوب بادی
ساز بادی
سازهای بادی
سازهای بادیِ برنجی
سازهای بادیِ چوبی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
بزادی. [ ب َ ] ( اِ )سنگ سبز دریایی و گوهر سبزرنگ که زبرجد نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). زبرجد و بلور را گویند. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
سنگ سبز دریایی و گوهر سبز رنگ که زبرجد نیز گویند زبر جد و بلور را گویند .
مترادف و متضاد
beryl
(اسم)
سیلیکات بریلیوم و الومینیوم، یاقوت کبود، بزادی، رنگ ابی متمایل به سبز
کلمات مرتبط
دید و بازدید
راه انداز بادی
روغن بادیان رومی
انتی بادی
زیرکوب بادی
ساز بادی
سازهای بادی
سازهای بادیِ برنجی
سازهای بادیِ چوبی
نظرات