معانی کلمه : بریر
لغت نامه دهخدا
بریر. [ ب َ ] (ع اِ) نخستین برِ پیلو. بَریرة، یکی . (منتهی الارب ). اولین چیزی که از میوه ٔ اراک آشکار میشود. (از اقرب الموارد). و رجوع به اراک و پیلو شود.
فرهنگ فارسی
ابن الخضیر همدانی یکی از شهدای کرب بروز عاشورا در رکاب حسین بن علی علیهما السم و او اول کسی است که بعد از حر شهید شد .
گویش مازنی
دره و گوسفند سرایی در کلاردشت چالوس
/barir/ دره و گوسفند سرایی در کلاردشت چالوس
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: borair) (عربی) (در اعلام) یکی از شهدای کربلا به روز عاشورا در رکاب امام حسین (ع) که او اول کسی است که بعد از حُر شهید شد ؛ نام ابن حقیر همدانی کوفی از زُهاد و عُباد و قاریان قرآن و پیشوای آگاهان به علوم قرآن و معلم آن که در خدمت به امام حسین (ع) جنگید تا به شهادت رسید.
