کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برگردیدن | کلماتور
معانی کلمه : برگردیدن
تلفظ بین المللی :
/barɡardˈidan/
تلفظ :
[baRgaRd'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زبان برنگردیدن
شبه برگردینه
برگردیده
برگردینه
برگردینه بند
برگردینه زا
برگردینه کاف
برگردیدگی
دکمۀ برگردان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
برگردیدن. [ ب َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) بازپس آمدن. واپس آمدن. مراجعت کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). برگشتن. ( ناظم الاطباء ). بازآمدن. بازگشتن. رجعت کردن. عدول کردن : برگردیدن از دین ؛ ارتداد. ( یادداشت دهخدا ). اِعتتاب. اًقراء. اِقورار. اِلتحاد. اًلحاد. اِنعدال. اِنکفات. اِهتجاس. اِئتفاک. تَجاذب. تَحرّف. تَزاور. تَصرّف. تَعویر. تَقطّی. تقلّب. تَکرتُب. تَلوّص. تَمهمُه. تَمیال. جَیضة. سَبح. سَنح. ضَل...
فرهنگ عمید
۱. برگشتن، واپس آمدن، بازآمدن، مراجعت کردن.
۲. خلاف کردن، اعراض کردن،
فرهنگ معین
( ~. گَ دَ ) (مص ل . ) ۱ - مراجعت کردن . ۲ - تغییر یافتن . ۳ - واژگون شدن .
فرهنگ فارسی
برگشتن، واپس آمدن، باز آمدن، مراجعت کردن
( مصدر ) ۱- باز پس آمدن واپس آمدن مراجعت کردن . ۲- انتقال یافتن ( بحالی ). ۳- تغییر یافتن . ۴- واژگون شدن .
کلمات مرتبط
زبان برنگردیدن
شبه برگردینه
برگردیده
برگردینه
برگردینه بند
برگردینه زا
برگردینه کاف
برگردیدگی
دکمۀ برگردان
نظرات