Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برکناری

تلفظ بین المللی : /barkenˈɑːri/ تلفظ :‌ [baRken'A:Ri]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • انتخابات برکناری
  • همه پرسی برکناری
  • برکنار
  • برکنار شدن
  • برکنار کردن
  • برکاری
  • برکاریدن
  • الکساندرا برکنریج
  • برکنریج تگزاس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

برکناری. [ ب َ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی برکنار. دوری. کناره گیری : پس ازبرکناری فلان از حکومت فلان جا... ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی بر کنار دوری .

برکنار کردن یک فرد انتخاب‌شده از منصبش، پیش از پایان دورۀ مقرر، با برگزاری انتخابات مجدد

مترادف و متضاد

انفصال، خلع، عزل ≠ انتصاب، برگماری

dismissal (اسم)
اخراج، عزل، برکناری، مرخصی

فرهنگستان زبان و ادب

{recall} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] برکنار کردن یک فرد انتخاب شده از منصبش، پیش از پایان دورۀ مقرر، با برگزاری انتخابات مجدد

کلمات مرتبط

  • انتخابات برکناری
  • همه پرسی برکناری
  • برکنار
  • برکنار شدن
  • برکنار کردن
  • برکاری
  • برکاریدن
  • الکساندرا برکنریج
  • برکنریج تگزاس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات