کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : برکمدگی
تلفظ بین المللی :
/barkˌomodˈeɡi/
تلفظ :
[baRk,omod'egi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
رگ برآمدگی
برآمدگی
برامدگی بینی
برامدگی تیز
برامدگی جناغ سینه
برامدگی دار
برامدگی داشتن
برامدگی در سطح صاف
برامدگی دندان اسیاب
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
knot
(اسم)
خفت، عقد، منگوله، گره، عقده، مشکل، غده، برکمدگی، دژپیه، چیز سفت یا غلنبه، گره دریایی
کلمات مرتبط
رگ برآمدگی
برآمدگی
برامدگی بینی
برامدگی تیز
برامدگی جناغ سینه
برامدگی دار
برامدگی داشتن
برامدگی در سطح صاف
برامدگی دندان اسیاب
نظرات