Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بروچ

تلفظ بین المللی : /berˈuːtʃ/ تلفظ :‌ [beR'u:tS]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی
  • بروچکوو
  • ذات البروج
  • البروبلو
  • زینۀ بَرواره
  • شاه مثلث بروج
  • صخره بَرواره
  • ظرف بَرواره
  • علی اصغر بروجردی
  • علی بروجردی
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی

لغت نامه دهخدا

بروچ. [ ب َرْ وَ ] ( اِخ ) دهی است ازدهستان طارم سفلی بخش سیردان شهرستان زنجان. سکنه آن 271 تن است. آب آن از رودخانه چیزه و محصول آن غلات و سیب زمینی است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 2 ).

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:بهروچ
wikijoo: بروچ

کلمات مرتبط

  • بروچکوو
  • ذات البروج
  • البروبلو
  • زینۀ بَرواره
  • شاه مثلث بروج
  • صخره بَرواره
  • ظرف بَرواره
  • علی اصغر بروجردی
  • علی بروجردی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات