کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه برومند-کردن | کلماتور
معنی کلمه : برومند کردن
تلفظ بین المللی :
/borˈumand kˈardan/
تلفظ :
[boR'umand k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
برومند
برومند امیرمسعود
برومند مرضیه
برومند ملکه
برومند منوچهر
برومند نورعلی
برومند شدن
بهروز برومند
عبدالعلی ادیب برومند
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
fructify
(فعل)
میوه دادن، مثمر شدن، بارور ساختن، میوه دار کردن، برومند کردن
کلمات مرتبط
برومند
برومند امیرمسعود
برومند مرضیه
برومند ملکه
برومند منوچهر
برومند نورعلی
برومند شدن
بهروز برومند
عبدالعلی ادیب برومند
نظرات