برهون. [ ب َ / ب ُ ]( اِ ) هر چیز میان خالی ، مانند هاله ماه و طوقی که بر گردن کنند و کمری که بر میان بندند و دایره ای که از پرگار کشند. ( از برهان ). دایره باشد و پرگار را نیز گویند. ( اوبهی ). دایره ای که گاهگاه به گرد ماه و آفتاب پدید آید که به تازیش هاله خوانند. ( از شرفنامه منیری ). دایره. ( لغت فرس اسدی ). حلقه : ایا قد تو چون سروی ز دیبا گرد آن آذین و یا روزتو چون ماهی ز عنبر گرد آن برهون.ر...