Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برندگی

تلفظ بین المللی : /bˈarandˌeɡi/ تلفظ :‌ [b'aRand,egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اب برندگی
  • آب بَرندگی
  • فرانک بی برندگی
  • ماری کاترین برندگی
  • ریل بندگیر
  • ریل بندگیر دستی
  • ریل بندگیر دونفره
  • شکم بندگی
  • فرو بردگی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

برندگی . [ ب َ رَ دَ /دِ ] (حامص ) صفت برنده . چگونگی آنکه بَرَد. (یادداشت دهخدا). قابلیت بُرد. رجوع به برنده و بردن شود.

برندگی . [ ب ُ رَ / ب ُ رْ رَ دَ / دِ ] (حامص ) صفت برنده . تیزی . (یادداشت دهخدا). عمل برنده . برش . (فرهنگ فارسی معین ) : چو شه دید کو سنگ را آس کردز برّندگی نامش الماس کرد.نظامی ....

فرهنگ فارسی

عمل برنده برش .
صفت برنده چگونگی آنکه برد .

مترادف و متضاد

برایی، تیزی ≠ کندی

برش، قاطعیت، کارآیی

۱. برایی، تیزی
۲. برش، قاطعیت، کارآیی ≠ کندی

sharpness (اسم)
تیزی، هشیاری، برندگی

trenchancy (اسم)
تیزی، برندگی، قاطعی

کلمات مرتبط

  • اب برندگی
  • آب بَرندگی
  • فرانک بی برندگی
  • ماری کاترین برندگی
  • ریل بندگیر
  • ریل بندگیر دستی
  • ریل بندگیر دونفره
  • شکم بندگی
  • فرو بردگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات