کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : برنامه ریز
تلفظ بین المللی :
/barnˈɑmeːrˌiz/
تلفظ :
[baRn'Ame:R,iz]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
برنامه ریز عروسی
برنامه ریز غواصی تفریحی
برنامه ریز مالی
برنامه ریز فرانامه ای
گروه برنامه ریز عروسی
دُژانگاری برنامه ریزی
برنامه ریزی اقتصادی
برنامه ریزی خطی
مرگ برنامه ریزی شدۀ یاخته
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
programmer
(اسم)
طرح ریز، برنامه نویس، برنامه ریز، تهیه کننده برنامه
واژه نامه بختیاریکا
درچینا؛ شا را کَش
کلمات مرتبط
برنامه ریز عروسی
برنامه ریز غواصی تفریحی
برنامه ریز مالی
برنامه ریز فرانامه ای
گروه برنامه ریز عروسی
دُژانگاری برنامه ریزی
برنامه ریزی اقتصادی
برنامه ریزی خطی
مرگ برنامه ریزی شدۀ یاخته
نظرات