معنی کلمه : برناباد
لغت نامه دهخدا
برناباد. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهپایه ٔ بخش بردسکن شهرستان کاشمر. سکنه ٔ آن 250 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات و باغات و انجیر است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).

برناباد. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهپایه ٔ بخش بردسکن شهرستان کاشمر. سکنه ٔ آن 250 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات و باغات و انجیر است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).