Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برق و زرق

تلفظ بین المللی : /bˈarq1 vˈa zˈarq1/ تلفظ :‌ [b'aRq1 v'a z'aRq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بدون زرق و برق
  • پر زرق و برق
  • پر زرق و برق و توخالی
  • جامه پر زرق و برق
  • دارای زرق و برق
  • دارای زرق و برق زیاد
  • زرق و برق
  • زرق و برق دادن
  • زرق و برق دار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

برق و زرق. [ ب َ ق ُ زَ ] ( اِ مرکب ، از اتباع ) درخشش و تابندگی. تلألؤ. روشنی و ساختگی. ( غیاث ). زرق و برق.

فرهنگ فارسی

درخشش و تابندگی روشنی و ساختگی .

کلمات مرتبط

  • بدون زرق و برق
  • پر زرق و برق
  • پر زرق و برق و توخالی
  • جامه پر زرق و برق
  • دارای زرق و برق
  • دارای زرق و برق زیاد
  • زرق و برق
  • زرق و برق دادن
  • زرق و برق دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات