کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : برفک زدن تلویزیون
تلفظ بین المللی :
/bˈarfak zˈadan tˌelvizˈijon/
تلفظ :
[b'aRfak z'adan t,elviz'ijon]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با گلوله برف زدن
برفک زدا
یخ زن بی برفک
زن برک
برف زدی
سایه برفکندن
برفکندن
برفک
برفک زدایی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
flake
(اسم)
جرقه، برفک، پوسته، ورقه، فلس، تکه کوچک، برفک زدن تلویزیون
کلمات مرتبط
با گلوله برف زدن
برفک زدا
یخ زن بی برفک
زن برک
برف زدی
سایه برفکندن
برفکندن
برفک
برفک زدایی
نظرات