Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برغمان

تلفظ بین المللی : /barq1ˈemɑn/ تلفظ :‌ [baRq1'emAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ام کلثوم برغانی
  • برامانته
  • برگمان ارنست
  • برگمان اینگرید
  • برگمان اینگمار
  • برگمان توربرن
  • برگمان یالمار
  • برغان
  • برغان رودخانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

برغمان. [ ب َ غ َ ] ( اِ ) شاه مار. ( یادداشت مؤلف ). مار بزرگ و اژدها. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). مار نر و بزرگ و آنرا اژدرها و اژدها نیز گویند و بتازیش تنین و ثعبان خوانند. ( شرفنامه منیری ). بوآ :
بهار خرمی بنگر عیان بر درگه دارا
ز رویین برغمانش برق و از روئینه تن تندر.
( از انجمن آرا ).

فرهنگ عمید

مار بزرگ، اژدها.

فرهنگ معین

(بَ غَ ) ( اِ. ) مار بزرگ ، اژدها.

کلمات مرتبط

  • ام کلثوم برغانی
  • برامانته
  • برگمان ارنست
  • برگمان اینگرید
  • برگمان اینگمار
  • برگمان توربرن
  • برگمان یالمار
  • برغان
  • برغان رودخانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات