برشدن. [ ب َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بالا رفتن. بالا شدن. ( آنندراج ). ببالا رفتن. بالا گرفتن. بلندشدن. صعود کردن. صعود. ارتقاء. سمود. ( منتهی الارب ).تصعد. ( تاج المصادر بیهقی ). برخاستن. بسمت بالا رفتن. بر رفتن. عروج کردن. متصاعد شدن. عروج. برآمدن بر : آنکس که ملک فرستاده بود بنگرید تا بهرام با آن پیل چه کند در آن مرغزار آمد و بدرختی برشد تا بنگرد که با بهرام چه کند. ( ترجمه طبری بلعمی ).فرو شد بما...
فرهنگ عمید
۱. بالا رفتن، بلند شدن. ۲. ایجاد شدن صدا، به گوش رسیدن صدا.
فرهنگ معین
(بَ. شُ دَ ) (مص ل . ) بالا رفتن .
فرهنگ فارسی
بالارفتن، بلندشدن، بلندشده ( مصدر ) ۱- بالا رفتن بجای مرتفع رفتن .