Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ برسری

تلفظ بین المللی : /bˌarsarˈei/ تلفظ :‌ [b,aRsaR'ei]
لغت نامه دهخدا
  • رجب البرسی
  • شاه اباد بربری
  • شبدر بِرسیم
  • طاقت برسیدن
  • صفت برترین
  • طنبوره ٔ بربریه
  • علوی برسوی
  • علوی برسی
  • عمادالملک براری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

برسری . [ ب َ س َ ] (اِ مرکب ، ق مرکب ) عبارتست ازبار قلیلی که بر بار کثیر برسر گذارند و آنرا سرباری نیز گویند. (آنندراج ). علاوه . سرباری . || برسر. بعلاوه . باضافه . علاوه بر. اضافه بر. فاضل . (یادداشت مؤلف ). زاید (یادداشت مؤلف ) و بیشتر. (یادداشت مؤلف ). فضله . فضول . (یادداشت مؤلف ) : یکی جامه وین باد روزه ز قوت دگر اینهمه بیشی و برسری است . رودکی .چنان کامدی همچنان بگذری خور و پوشش افزون...

کلمات مرتبط

  • رجب البرسی
  • شاه اباد بربری
  • شبدر بِرسیم
  • طاقت برسیدن
  • صفت برترین
  • طنبوره ٔ بربریه
  • علوی برسوی
  • علوی برسی
  • عمادالملک براری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات