Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : برز

تلفظ بین المللی : /bˈarz/ تلفظ :‌ [b'aRz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • برز برز
  • برز رود
  • برز رفیع اباد
  • البرز
  • البرز استان
  • البرز کالج
  • شیر برز
  • علی اباد برز
  • فر و برز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

برز. [ ب َ ] (ع ص ، اِ) زمین فراخ و خالی . (منتهی الارب ). || پارسا و زیرک . رجل برز و برزی ؛ مردی پارسا و زیرک . مرد پارسا. (منتهی الارب ). || سائل . (یادداشت مؤلف ).

برز. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میمند بخش شهربابک شهرستان یزد. سکنه ٔ آن 622 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10)....

فرهنگ عمید

۱. کار؛ عمل.
۲. (اسم مصدر) کشت؛ زراعت.
۳. مالۀ بنایی.
۴. مالۀ کشاورزی.

۱. قد؛ قامت؛ بالا.
۲. بلندی: ◻︎ ببودند یک هفته بر برز کوه / سرِ هفته گشتند یکسر ستوه (فردوسی۲: ۳/۱۴۵۳).
۳. پشته.
۴. کوه.
۵. بزرگی؛ شکوه: ◻︎ فروکوفتند آن بتان را به گرز / نه‌شان رنگ ماند و نه فرّ و نه برز (عنصری: ۳۵۶).
۶. زیبایی.

۱. کار، عمل.۲. (اسم مصدر ) کشت، زراعت.۳. مالۀ بن...

فرهنگ معین

(بَ) ( اِ.) 1 - کار، عمل . 2 - کشت ، زراعت .

(بُ) ( اِ.) 1 - بلندی . 2 - قد، قامت . 3 - شکوه ، عظمت .

(بَ ) ( اِ. ) ۱ - کار، عمل . ۲ - کشت ، زراعت .
(بُ ) ( اِ. ) ۱ - بلندی . ۲ - قد، قامت . ۳ - شکوه ، عظمت .

فرهنگ فارسی

زیبایی
قدوقامت، بالا، بلندی، شکوه، زیبایی، بزرگی، کشت و زرع، زراعت، کشاورزی
( اسم ) ۱- بلندی ارتفاع . ۲- قد قامت ( آدمی ). ۳- تنه ( درخت ) ساقه . ۴- شکوه عظمت . ۵- زیبایی .
دهی است از دهستان برز رود بخش نطنز شهرستان کاشان .

دانشنامه عمومی

بلند، طولانی

borz بلند , بالا

(borz) بلند ودراز/مانند رشته کوه البرز که برز آن به معنای بلند ودراز می باشد.

برز نام روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نطنز در استان اصفهان می باشد. روستای برز با مساحتی حدود ۲۰ هکتار در ۳۲ کیلومتری شمال غرب نطنز قرار دارد. این روستا در محور ابیانه و بین دو روستای طره و کمجان قرار گرفته است که فاصله آن تا طره سه کیلومتر و تا کمجان ۱٫۸ کیلومتر است.س...

گویش مازنی

انار میخوش

/barez/ انار میخوش

فرهنگ اسم ها

اسم: برز (پسر) (فارسی)
معنی: قد و قامت، نام یکی از دو برادری که به یاری اردشیر بابکان پادشاه ساسانی برخاستند و او را به خانه خود بردند

مترادف و متضاد

تنه، ساقه

بالا، قد، قامت

بذر، تخم، دانه

ارتفاع، بلندی، پشته

بزرگی، جلال، شکوه، عظمت

زراعت، کاشت، کشاورزی، کشت

۱. بذر، تخم، دانه
۲. زراعت، کاشت، کشاورزی، کشت

۱. بالا، قد، قامت
۲. تنه، ساقه
۳. ارتفاع، بلندی، پشته
۴. بزرگی، جلال، شکوه، عظمت
۵. زیبایی

culture (اسم)تمدن، فرهنگ، برز، کشت میکرب در ازمایشگاه...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۹(بار)آشکار شدن. راغب گوید: بِر از معنی فضای خالی است گویند: «بَرَزَ: حصل فی برازٍ» یعنی در فضای خالی حاضر شد. قاموس نیز چنین گفته است . علی هذا این کلمه با آشکار شدن می‏سازد. مبارزه را از آن مبارزه گویند که دو حریف مقابل هم آشکار می‏شوند. مجمع البیان گوید: «البروز الظهور». چون برای جالوت و لشگریان او آشکار شدند، گفتند: پروردگارا ما را پایدار گردان. نا گفته نماند: بروز...

کلمات مرتبط

  • برز برز
  • برز رود
  • برز رفیع اباد
  • البرز
  • البرز استان
  • البرز کالج
  • شیر برز
  • علی اباد برز
  • فر و برز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات