معانی کلمه : بررسیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بررسی کردن، وارسی کردن، رسیدگی کردن به کاری، پرسیدن: آز بگذار که با آز به حکمت نرسی / ور بیان بایدت از حال سنائی بررس (سنائی۲: ۱۸۳ ).
فرهنگ معین
(بَ. رِ دَ ) (مص ل . ) تحقیق کردن .
فرهنگ فارسی
بررسی کردن، وارسی کردن، رسیدگی کردن
( مصدر ) ۱- رسیدگی کردن بامری وارسیدن تحقیق کردن . ۲- پرسش کردن سوال کردن .
( مصدر ) ۱- رسیدگی کردن بامری وارسیدن تحقیق کردن . ۲- پرسش کردن سوال کردن .
