Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بردمیده

تلفظ بین المللی : /bardamˈideː/ تلفظ :‌ [baRdam'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • بردمنده
  • بردمیدن
  • جان بردمیدن
  • بردریده
  • بردمیدگی
  • برتمیده
  • ریل بریده
  • زبان بریده
  • صوت برداده
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

بردمیده. [ب َ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) طلوع کرده : صبحش زبهشت بردمیده بادش نفس مسیح دیده.نظامی. || رسته. روییده : به هر کنجی ریاحین بردمیده نشاط و خرمی در وی کشیده.نظامی.رخی چون سرخ گل نو بردمیده خطی چون غالیه گردش کشیده.نظامی.و رجوع به بردمیدن در تمام معانی شود.- بردمیده شدن ؛ آماسیدن. انتفاخ. ( ذخیره خوارزمشاهی )....

فرهنگ معین

( ~. دَ دِ ) (ص مف . ) ۱ - دمیده . ۲ - طلوع کرده . ۳ - پدید شده .

کلمات مرتبط

  • بردمنده
  • بردمیدن
  • جان بردمیدن
  • بردریده
  • بردمیدگی
  • برتمیده
  • ریل بریده
  • زبان بریده
  • صوت برداده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات