Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بردراندن

تلفظ بین المللی : /bardarˈɑndan/ تلفظ :‌ [baRdaR'Andan]
لغت نامه دهخدا
  • برپراندن
  • البرشت براندنبورگی
  • رو برگرداندن
  • روان برفشاندن
  • برگرداندن
  • برگرداندن فایل
  • براندنبورگ ایالت
  • براندنبورگ شهر
  • ب میهن خود برگرداندن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بردراندن. [ ب َ دَ دَ ] ( مص مرکب ) دراندن :
زهره دشمنان بروز نبرد
بردرانی چو شیر سینه رنگ.
فرخی.
بردران ای دل تو ایشان را مایست
پوستشان برکن کشان جز پوست نیست.
مولوی.
رجوع به دراندن شود.

کلمات مرتبط

  • برپراندن
  • البرشت براندنبورگی
  • رو برگرداندن
  • روان برفشاندن
  • برگرداندن
  • برگرداندن فایل
  • براندنبورگ ایالت
  • براندنبورگ شهر
  • ب میهن خود برگرداندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات